دكتر عقيقى بخشايشي
899
چهارده نور پاك ( فارسي )
عذابى متوجه خلفا نيست ! ( 1 ) البته شهادت اين عده به همين سادگى نبود ، بلكه گوشه اى از سياستهاى مزورانه بنى اميه به منظور تثبيت حكومت خود به شمار مى رفت زيرا بنى اميه براى تأمين مقاصد سياسى خود ، يك جمعيت فكرى بوجود آورده بودند كه فعاليت فكرى آنها وسيله اى براى تحكيم پايههاى حكومت اموى به نام دين بود . اين گونه جمعيت ها كه به استخدام حكومت اموى در آمده بودند ، با يك سلسله تفسيرها و توجيهات دينى ، اعمال ضد اسلامى زمامداران اموى را توجيه مى كردند . يزيد بن عبد الملك يكى ديگر از خلفاى اموى معاصر امام بود او با اتكاء به عوامل تخدير فكرى ، و به پشت گرمى زور شمشير و سر نيزه ، بر سرنوشت مسلمانان مسلط شد و بنام خلافت اسلامى و جانشينى پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) مقدرات مسلمانان را در دست گرفت ، در صورتى كه آنچه در دربار خلافت ، مطرح نبود ، دلسوزى به حال مسلمانان ، و كوشش در جهت رفاه حال مردم بود ، يزيد نه تنها قدمى به سود تودههاى مردم بر نمى داشت ، بلكه هر گونه صداى اعتراض را در حلقوم خفه مى كرد . " ابن قتيبه دينورى " مى نويسد : " يزيد بن عبد الملك در پرتو اخلاق ظاهرى خود پيش از حكومت ، در ميان قريش محبوبيت داشت و اگر پس از رسيدن به خلافت هم ، طبق روش عمر بن عبد العزيز رفتار مى كرد ، مردم از او شكايت نمى كردند ولى وى بر خلاف انتظار همه ، پس از رسيدن به قدرت ، به كلى تغيير روش داد و عينا رفتار نامطلوب برادرش " وليد " را در پيش گرفت ، رفتار او موج نفرت مسلمانان را بر ضد او برانگيخت به حدى كه مردم تصميم گرفتند او را از خلافت بر كنار سازند . او به اندازه اى به حقوق و خواستههاى مردم ، بى اعتنا بود كه حتى گروهى از قريش وعده اى از بنى اميه نيز به اعمال او اعتراض مى كردند . يزيد به جاى آنكه به انتقادهاى مردم گوش فرا داده و در روش خود ، تجديد نظر نمايد ، بر خشونت و سختگيرى خود مى افزود وعده اى از اشراف قريش و بزرگان بنى اميه
--> 1 . سيوطى ، تاريخ الخلفاء ص 246 .